خانه خالی بود و خوان بی آب و نون
وانچه آش دهن سوزی نبود
این شب است آری شبی بس هولناک
لیک بشت تبه هم روزی نبود
باز ما ماندیم و شهری بی تبش
وانچه کفتار است و گرگ و روبه است
گاه میگویم فغانی برکشم
باز میبینم صدایم کوته است




+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 15:29  توسط فاطمه خانوم
|




